۱۳۹۰ بهمن ۲۲, شنبه
۱۳۹۰ شهریور ۸, سهشنبه
تا 12 شهریور بالاترین را مزین به لینک های فراخوان در حمایت از آذربایجان و تبریز و ارومیه نماییم ،خیزش آذربایجان را خجسته باد
آذربایجان بخش عظیم تاریخ ایران است ایران بدون آذربایجان محلی از اعراب ندارد .هر گاه آذربایجان بپا خواسته است ایران بیدار شده است و دیکتاتوری بر زمین سیاه نشسته است.یاشاسین غیور مردان آذربایجان.این بار نوبت ایران است آذربایجان را حمایت کند.همه با هم هر روز هر کدام یک لینک فراخوان برای تظاهرات 12 شهریور تنظیم نماییم.تعلل جایز نیست.آذربایجان را تنها نگذاریم همانطور که آذربایجان تاریخ غنی ما را تنها نگذاشته است .بالاترین را غرق در لینک های ارزشمند فراخوان نماییم.
۱۳۹۰ تیر ۷, سهشنبه
دموشراسی، ما ایرانی ها بیش از100 سال است داریم دم دیکتاتور راس میکنیم به اسم دموکراسی ،کی دیگه نسل ما هم دیگه دارند می میرند !
عربها یک شبه عاشق صد شبه فارغ،ما ایرانی ها بیش از 100 سال عاشق دموشراسی هستیم و هنوز هستیم !عربها بزک نمیر بهار میاد ،کمبزه و خیار میاد ندارند.خواستند ، توانستند.ما 100 سال است که "دم دیکتاتور راس میکنیم"،دموشراسی،حالا هم که قربونش برم همه رفتیم خواب خرگوشی کی روسها مجلس را به توپ ببندند ما بیدار شویم الله اعلم !
۱۳۹۰ خرداد ۲۰, جمعه
متروها را با شعارهای ضد حکومتی از امشب قرق خودمان کنیم یرای استقبال از 22 خرداد،راه بیافتیم بریم مترو سواری یالا !
متروها از جمله بهترین مکان های تبلیغ .سال قبل را که یادتونه چه جوری متروها را تصرف کردیم .امسال هم باید شعارها در مترو را از سر بگیریم.تو شلوغی جمیت بهترین راه برای تبلیغ.
۱۳۹۰ خرداد ۹, دوشنبه
بیایید همه با هم در مراسم ختم و بدرقه سحابی شرکت نماییم،11 سال زندانی جمهوری اسلامی و 4 سال پهلوی
شرح حال و زندگینامه :
وی عضو شورای انقلاب، رئیس سازمان برنامه و بودجه دولت مهدی بازرگان، نماینده مجلس خبرگان قانون اساسی، نمایندهٔ تهران در دوره اول مجلس شورای اسلامی، و دبیر هیات اجرایی نهضت آزادی ایران بود.[۱] سحابی سالها زندان هر دو حکومت پهلوی و جمهوری اسلامی را تجربه کردهاست.
با وقوع کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ سحابی در کمیته دانشگاه «نهضت مقاومت ملی» فعال شد. او مسوولیت توزیع نشریات نهضت، از جمله اعلامیه ها و روزنامه «راه مصدق» را برعهده داشت. سحابی در تیرماه ۱۳۳۳ پس از توقیف چاپخانه روزنامه «راه مصدق» دستگیر شد؛ در بازجویی ها مسوولیت تهیه و تنظیم و انتشار و توزیع روزنامه را به تنهایی بر عهده گرفت. پس از آزادی از زندان، بار دیگر فعالیت های خود را در نهضت مقاومت ملی و در کمیته انتشارات و تبلیغات آن - به ریاست مهندس بازرگان - پی گرفت. فعالیت های او، بار دیگر منجر به دستگیری وی شد و سحابی باز هم مسوولیت انتشار روزنامه را پذیرفت.
وی در سالهای ۱۳۳۳ ، ۱۳۵۰ ، ۱۳۷۹ ، ۱۳۸۰ و ۱۳۸۱ دستگیر وزندانی شده است.عزت الله سحابی در حکومت جمهوری اسلامی آخرین بار به اتهام «تشکیل گروه با هدف برهم زدن امنیت کشور، تبلیغ علیه نظام و توهین به مسؤولان» به ۱۱ سال زندان محکوم شد.عزت الله سحابی بیش از ۱۵ سال از عمر خود را در زندانهای حکومت پهلوی و جمهوری اسلامی سپری کرده است.[۲]
سحابی دانشآموخته رشتهٔ مهندسی مکانیک دانشگاه تهران است و در سال های ۱۳۲۷ و ۱۳۲۸ در مجله «فروغ علم» و در سال های و ۱۳۳۱ و ۱۳۳۲ در مجله «گنج شایگان» او به عنوان سردبیر این نشریات فعالیت می کرد عزت الله سحابی در سال ۱۳۷۰ مجله ایران فردا را منتشر کرد که به روزگار خود از حرفه ای ترین و بانفوذترین نشریات ایران بود. ایران فردا نیز در سال ۱۳۷۹ توقیف شد.
وی در ابتدا از اعضای نهضت آزادی ایران بود، ولی پس از انقلاب، در پی اختلاف در مورد مواضع اقتصادی نهضت آزادی ایران، از این حزب جدا شد و گروه فعالان ملی مذهبی را تشکیل داد. وی هم اکنون ریاست گروه ملی مذهبی را بر عهده دارد . وی هم چنین از حامیان جنبش سبز و شرکت کنندگان در کنفرانس برلین است.[۳] دختر او هاله سحابی از فعالان زنان و عضو مادران صلح ایران نیز پس از اعتراضها به نتایج انتخابات ریاست جمهوری دهم در سال ۱۳۸۹ از سوی شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب اسلامی تهران به اتهام تبلیغ علیه نظام از طریق حضور مکرر در تجمعات غیرقانونی و اخلال در نظم عمومی به ۲ سال حبس محکوم شد. [۴] [۵].
منبع: ویکی پدیا
وی عضو شورای انقلاب، رئیس سازمان برنامه و بودجه دولت مهدی بازرگان، نماینده مجلس خبرگان قانون اساسی، نمایندهٔ تهران در دوره اول مجلس شورای اسلامی، و دبیر هیات اجرایی نهضت آزادی ایران بود.[۱] سحابی سالها زندان هر دو حکومت پهلوی و جمهوری اسلامی را تجربه کردهاست.
با وقوع کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ سحابی در کمیته دانشگاه «نهضت مقاومت ملی» فعال شد. او مسوولیت توزیع نشریات نهضت، از جمله اعلامیه ها و روزنامه «راه مصدق» را برعهده داشت. سحابی در تیرماه ۱۳۳۳ پس از توقیف چاپخانه روزنامه «راه مصدق» دستگیر شد؛ در بازجویی ها مسوولیت تهیه و تنظیم و انتشار و توزیع روزنامه را به تنهایی بر عهده گرفت. پس از آزادی از زندان، بار دیگر فعالیت های خود را در نهضت مقاومت ملی و در کمیته انتشارات و تبلیغات آن - به ریاست مهندس بازرگان - پی گرفت. فعالیت های او، بار دیگر منجر به دستگیری وی شد و سحابی باز هم مسوولیت انتشار روزنامه را پذیرفت.
وی در سالهای ۱۳۳۳ ، ۱۳۵۰ ، ۱۳۷۹ ، ۱۳۸۰ و ۱۳۸۱ دستگیر وزندانی شده است.عزت الله سحابی در حکومت جمهوری اسلامی آخرین بار به اتهام «تشکیل گروه با هدف برهم زدن امنیت کشور، تبلیغ علیه نظام و توهین به مسؤولان» به ۱۱ سال زندان محکوم شد.عزت الله سحابی بیش از ۱۵ سال از عمر خود را در زندانهای حکومت پهلوی و جمهوری اسلامی سپری کرده است.[۲]
سحابی دانشآموخته رشتهٔ مهندسی مکانیک دانشگاه تهران است و در سال های ۱۳۲۷ و ۱۳۲۸ در مجله «فروغ علم» و در سال های و ۱۳۳۱ و ۱۳۳۲ در مجله «گنج شایگان» او به عنوان سردبیر این نشریات فعالیت می کرد عزت الله سحابی در سال ۱۳۷۰ مجله ایران فردا را منتشر کرد که به روزگار خود از حرفه ای ترین و بانفوذترین نشریات ایران بود. ایران فردا نیز در سال ۱۳۷۹ توقیف شد.
وی در ابتدا از اعضای نهضت آزادی ایران بود، ولی پس از انقلاب، در پی اختلاف در مورد مواضع اقتصادی نهضت آزادی ایران، از این حزب جدا شد و گروه فعالان ملی مذهبی را تشکیل داد. وی هم اکنون ریاست گروه ملی مذهبی را بر عهده دارد . وی هم چنین از حامیان جنبش سبز و شرکت کنندگان در کنفرانس برلین است.[۳] دختر او هاله سحابی از فعالان زنان و عضو مادران صلح ایران نیز پس از اعتراضها به نتایج انتخابات ریاست جمهوری دهم در سال ۱۳۸۹ از سوی شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب اسلامی تهران به اتهام تبلیغ علیه نظام از طریق حضور مکرر در تجمعات غیرقانونی و اخلال در نظم عمومی به ۲ سال حبس محکوم شد. [۴] [۵].
منبع: ویکی پدیا
۱۳۸۹ آبان ۱۹, چهارشنبه
به مجريان خبر بويژه 20:30 ابلاغ کرده اند براي کوچک نشان دادن مشکلات محاوره اي (با لحن عوام )خبر بخوانند
براي مثال در باره خبر قطع دست کودکان در کهگيلويه و بويراحمد احتمالا يازرلو مزدور 20:30چنين خواهد گفت: گــويا انگشت چندتا کودکي هم قطع شده بود که قرارشده به همين زوديا يه پل اونجا ساخته بشه.
۱۳۸۹ مهر ۴, یکشنبه
تحليلي بر باخت تيم ملي واليبال ايران به مصر در جام جهاني ايتاليا و حضور سعيدلو در کمپ تيم ملي
يک تحليل ساده : آقاي سعيد لو به نمايندگي از دولت کودتا و احمدي نژاد از کمپ تيم ملي واليبال ديدن کرد .همچون احمدي نژاد با چهره اي غير ديپلماتيک و شبه لومپن.روز قبل هم در يک ادبيات لومپني اظهار داشته بود ورزشکاران ايراني عازم بازيهاي آسيايي بايد ژيگــــــــل باشند !.بنظر مي رسد اکثريت قريب به اتفاق ملي پوشان در همه رشته ها دلشان با ملت است نه دولت کودتا.حال وقتي با نماينده دولت کودتا و يک قيافه لومپن مواجه مي شوند کدام مطلب در ذهنشان ممکن است خطور کند : - ما بازي کنيم و دولت کودتا بنفع عملکرد خود مصادره کند و آتو عليه منتقدين ؟.-کشور من چرا اينقدر در صحنه جهاني کوچک شده است همه روساي ورزش کشورها جنتلمن و رييس ورزش کشور من مثل يک گداي کتک خورده و نامتخصص؟-برد ما بهتر است يا باخت ما چه ميزان منفعت نصيب چه کساني در دولت کودتا و ...دهها سؤال ديگر که ممکن است به ذهن آورند .اگر اين تحليل درست باشد بجز انرژي منفي که اين اشخاص به اين جوانها القاء کنند کارکرد ديگري ندارند .تيم ملي ايران در مقابل مصر نه قواي بدني داشت نه روحيه و نه تاکتيک تيمي .ضربات مقدرانه مصري ها هر چند ثانيه زمين ما را به لرزه در مياورد.مصر حاکم بلامنازع زمين بود. به اميد اين که ملي پوشان انرژيشان را از ملت بگيرند نه دولت کودتا و در بازي هاي بعد موفق باشند.
اشتراک در:
پستها (Atom)